خليج فارس
===============
خليج فارس ، دريايي که در اطلس نماياني اگر سمتِ جنوبي ، مطمئن در قلب ايراني !
اگر يک جرعه ام بخشي ازآن آب حياتت را بسا خضرانه دريابم ز جامت عمر طولاني !
درون سينه ات گنجينه ها نغز و خدادادند ! پرازاعجاب و موجودات و مرواريد ومرجاني !
به جانت خاطرات تلخ و شيرين تو مستورند به تاريخ کهن استوره ي پيدا و پنهاني !
بلند آوازه و لبریزی از احساس خوبی ها ! پر از تسنیم و از تشبیبهای نبض بارانی !
از اقياس هندي مي رسي تا خاکِ خوزستان نماي ساحل بوشهر و هرمزگان و عمّاني
نمايانست بررويت چوخال رخ ، بسي خشکي وَ داراي ابو موسي و تنب و کيش و لاواني
خبردارم چه طوفاني زنامت درجهان برخاست ! تو آيا راز اين جنجال و اين هنگامه ميداني !
مگر بيزاري از بيگانه و از عابــر ناجنس ! که گاهي بينمت موّاج و نا آرام و توفاني !
يقين تا هست هستي اي خليج نيلگون پارس بـراي من که دلبندِ توام بالنده ميمانی !
------------------- ------------------
مهرت درون سينه و در سر هواي تو جانا بر آن سرم که دهم جان برای تو
بسيار گفته اند وفـا يا جـفای يار قصد من است دل بنهم بر وفای تو
شاه و گدا اگـر چه ندارند نسبتی کم تر ز پادشاه ، ندارد گــدای تو
رابط تويی ميان خـداوند و خلق او گيرا تر است از همه ي ما دعای تو
يک شعر خوب نذرتو کردم ادا نشد همت دوباره خواسته ام ازخدای تو
با نسخه ی تو درد جهانی دوا شود! دلبسته است(بيکی)ازاين برشفاي تو